رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سروده ی جدید آقای ناصر چمن پیرا با نام "زلزله" ( آخرین ویرایش )
#1
این شعر اگرچه بصورت رسمی سروده و منتشر نشده ولی بصورت پیامک آن را دریافت کردم. چون بنظر خودم شعر بسیار زیبایی بود از آقای چمن پیرا اجازه گرفتم که آن را به صورت عمومی منتشر کنم. ایشان ضمن بیان اینکه این شعر با وقت کم سروده شده تاکید کردند که انتشار عمومی آن اشکالی ندارد.


متن شعر :

یک شب از ترس صدای زلزله
در دلم وحشت فتاد و? ولوله

همچو تیری من بجستم از کمان
هیچ بیمی نیست همچون بیم جان

پنکه بر فرش آمد از بالای سر
فرش بر عرش آمد از سوی دگر

خانه میچرخید بر گرد و برم
جز فرار خود نبودی در سرم

همچو موشک در خیابان آمدم
با لباس زیر عریان آمدم

گرد و خاک و جیغ و فریاد و فغان
شهر را بگرفته بودی در میان

سجده کردم خالق رب رحیم
چون برستم از خطرهای حجیم

ناگهان از انتهای کوچه ای
ناله ای بشنیدم از یک گوشه ای

مادری با گریه و فریاد و آه
زیر و رو میکرد خاک و سنگ و کاه :

« بچه ی من طفلکم فرزند من
مانده در آوارها دلبند من? »

رفتم و دیدم نشسته مادرم
خاک غم آوار گشتی بر سرم

کاش می رفتم من از این زندگی
تا نمی دیدم چنین شرمندگی

من نبودم جز به قید و بند خویش
او نبودش جز غم فرزند خویش


ناصر چمن پیرا 29/2/1391
پاسخ
 سپاس شده توسط vahid ، armena ، yousef_sh ، mohammad_p ، محمدرضا ، amoo ، محسوس ، abdollah_ahmadi ، andi garcia
#2
به نظرم اگر به جای غیر رسمی بگیم طنز گونه بهتر باشه. واقعا سروده طنز گونه زیبایست.

فقط آخرش یکم جدی میشه که کاش یه چیز دیگه بود.

در کل با توجه به این وقت کم، خیلی زیبا بود.

و جالبتر اینکه بعد از مدت ها شعری جدید ( آن هم دیروز سروده شده ) از آقای چمن پیرا شنیدیم. و گرنه اکثر اشعار مربوط به سالهای گذشته بود که منتشر شده است.

امیدوارم این آغاز دوباره ای برای ایشان در سرودن شعر باشد.
پاسخ
 سپاس شده توسط mohammad_p
#3
خیلی خش دن. شعر ایرج میرزا اوش وه یاد ا آردم(آه دست پسرم یافت خراش آه پای پسرم خورد به سنگ )
پاسخ
 سپاس شده توسط vahid ، mohammad_p ، andi garcia


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان