رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سالروز فتح خرمشهر» گفتگوبا جانباز و قهرمان پرافتخار جناحی محمودافسرده حال + 4عکس
#1
جناح آنلاین: اخیرا شماره ششم عصر اوز ویژه نامه جناح به همت آقایان محمد سعید افسرده حال و ابراهیم پدوار مصاحبه ایی با جانباز سرافراز و قهرمان پرافتخار ورزشی شهر جناح آقای محمود افسرده حال انجام داده بود .

مناسب دیدیم در سالروز حماسه ی فتح خرمشهر این مصاحبه را منتشر نماییم, باشد که با ارج نهادن بر آزادگان و بازماندگان 8سال جنگ تحمیلی یاد و گرامی داشتی از شهدای آن کرده و خاطرات, سختی ها و? تجربیات ان روزها را وسیله ایی برای سازندگی و پیشرفت کشور و مردم عزیزمان قرار دهیم.

متن مصاحبه و تصاویر آن به همراه سه عکس از آثار هنرمند ورزشکار و جانباز جناحی آقای افسرده حال در پی می آید:

[عکس: Copy%20of%20%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%...%20003.jpg]

اینجانب محمود افسرده حال جانباز70% دفاع مقدس در سال 1342 در جناح به دنیا آمدم . دوران دبستان و راهنمایی? را در جناح به پایان رساندم. در اوایل جنگ تحمیلی وبا رسیدن به سن 18 سالگی با وجود? اینکه شرایط معافی کفالت داشتم و پدرم 60سال داشت و رئیس حوزه هم گفت نامه بگیر و پدر و مادرت را ببر لنگه که معاف می شوی اما من اصرار داشتم که بروم و با علاقه ای که به سربازی و جنگ داشتم خودم را با اتفاق دوستانم به حوزه نظام وظیفه معرفی کردم? و به سیرجان اعزام شدیم و 3 ماه آموزش تکاوری نیروی دریایی ارتش را در سیرجان به پایان رساندم و به بوشهر اعزام شدیم . از آنجا برای ماموریت به خط مقدم جبهه جاده آبادان خرمشهر منتقل شدم .

در آنجا دشمن عملیات شدید هوایی و دریایی بر روی نیروهای ما? و کشتی های تجاری ایران و بنادر انجام می داد . ما با ناوچه از کشتیها و بنادر محافظت می کردیم. واقعاً دوران دفاع مقدس ایام از خود گذشتگی و ایثار و مقاومت بود . یادم هست شبها در کمپ های کنار اروند رود که می خواستیم استراحت کنیم برق نداشت وپشه های کنار شط و رودخانه آنقدر ما را اذیت می کردند که اصلاً خوابمان نمی برد.

یادش بخیر در آن شرایط آنقدر با دوستان و همرزمان صمیمی بودیم که اصلاً بین فرمانده و سرباز و درجه دار نمی شد تشخیص داد و هیچ فرقی با هم نداشتند همه مشغول ادای دین بودند. یکی از خاطرات بیاد ماندنی ام از آن دوران نورانی این است که دشمن بعثی تکِ شدیدی زد و یکی از سربازان مجروح شد . آب رودخانه داشت آن را با خود می برد که یکی از درجه داران دلیرمان با از خود گذشتگی و ایثار تمام در زیر آن آتش سنگین دشمن ، خود را به آب انداخت که آن سرباز مجروح را نجات دهد که خود نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید روحش شاد . واقعا در جبهه ی جنگ خداوند یار ویاور و حافظ رزمندگان? بود? .

یادم هست در یک عملیات شناسایی که به عمق خاک دشمن نفوذ کرده بودیم به منطقه ای رسیدیم که نزدیک مقر اصلی پایگاه دشمن بود و حدود15نفرازبعثی ها مشغول شنا کردن و ماهی گرفتن در شط بودند که ما در یک عملیات غافلگیرانه آنها را به هلاکت رسانده و در آن زمان عراقیها متوجه حضور ما شده بودند پاتک شدیدی برروی نیروهای ما انجام دادند و با توجه به اشرافیتی که بر آن منطقه داشتند تمام آن نقاط را با شدیدترین عملیات خمپاره ای و انواع آر پی جی و انواع توپ وتانک زیر آتش گرفتند ولی حتی یک نفر هم از نیروهای ما به لطف خدا مجروح و شهید نشد.

بنده پس از نزدیک به 15ماه حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل در تاریخ 19/7/1362 نوزدهم مهر ماه شصت ودو که برای ماموریت تعمیر سیم تلفن قرارگاه که بر اثر اصابت خمپاره قطع شده بود رفته بودم در منطقه تصفیه خانه ی آبادان در کنار شط و در قبل از عملیات محرم بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه کمر و نخاع و سینه مجروح شدم و از آنجا به اهواز منتقل شدم و یک روز بعد به? همراه تعداد دیگری مجروح به مشهد مقدس اعزام شدیم و یک ماه در مشهد بودم و بعد از چندین عمل جراحی به شیراز منتقل شدم .و از آن تاریخ تا حالا که مدت28سال می گذرد ساکن شیراز هستم. البته در طول این دوران 28 سال رنجها و دردهای زیادی متحمل شده ام ولی چون ، این کار به خاطر هدف مقدسی همچون دفاع از میهن اسلامی و رضایت خداوند? بوده است? هیچوقت احساس یاس و دل سردی نکرده ام و همیشه در صحنه های مختلف فعالیت داشته ام.

به عنوان مثال در نقاشی تابلوهای زیادی کشیده ام که در نمایشگاههایی به معرض دید عموم گذاشته شده است در خوشنویسی و نقش برروی آینه هم کارهای خوبی داشته ام وافتخاراتی برای کشورم و شهرم آفریده ام.

بیش از 50 مدال کشوری در رشته های تنیس روی میز برای کلاس 3پاراپلژی بوده ام .

در سال 1369به خاطر اینکه از نفرات برتر تنیس روی میز بوده ام به کشور هلند برای بازی های جهانی پاراالمپیک تنیس روی میز اعزام شده ام.

و اما حرف آخر:

در پایان از همه ی جوانان شهرم می خواهم که دست از تلاش و کوشش بر ندارند و با طی کردن مدارج عالی دانش و فرهنگ ، برای شهر و کشور اسلامی خود افتخار بیافرینند ودر زندگی هیچ وقت نا امید از رحمت خداوند نشوند. در آخر لازم است قدرانی بکنم از پدر عزیزم که در دوران پررنج 8سال اول مجروحتیم یک لحظه هم مرا تنها نگذاشت و همچون پرستاری ایثارگر شبانه روز بر بالین من حاضر بود و به من روحیه می داد واز من پرستاری می کرد. همچنین از همسر فداکارم که همچون پروانه ای شبانه روز به دور من می گردد و تمام دردها و رنج های مرا به جان? می خرد تشکری ویژه می کنم. و توفیق و سربلندی برای همه دوستان وهمشهریانم آرزومندم.
با تشکر از برادر بزرگوارشان محمد سعید افسرده حال که در تهیه گزارش ما را یاری نمودند .


نمونه از آثارهنری ایشان :

[عکس: %D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D9%87%D9%86%...281%29.jpg]

[عکس: %D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D9%87%D9%86%...282%29.jpg]

[عکس: %D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D9%87%D9%86%...%D9%84.jpg]




 سپاس شده توسط abdollah_abi ، alipilavar ، محمدرضا ، vahid ، کدخدا ، farshid.ahmadi ، armena ، ekhlas
#2
واقعاً باید از این جانباز جناحی غیور قدردانی کرد که افتخاریست برای جناح و ایران :clap:
 سپاس شده توسط armena
#3
واقعا از همچون کسانی که در راه خدا و دفاع از سرزمین خود به شهادت میرسند و یا جانباز میشوند و حتی اگر سالم بر میگردند تشکر کرد . تشکری که این دنیا نمیشه به طور کامل انجام داد.
اقای افسرده حال و دو شهید دیگر و کسان دیگری که با ان ها اشنایی ندارم افتخار شهر جناح هستند . ما نسل جوان امنیت و اسایش و ... خودمان را باید مدیون همچون کسانی باشیم .
 سپاس شده توسط armena
#4
حرف فرشید درسته...منم همین نظر رو دارم
در ضمن تابلو دومی بسیار زیبا بود


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان