رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنی پیرامون مقاله ی آقای بهرام فولادچنگ
#1
خوشحال و سرزنده ام از اینکه می بینم مردی در راستای فرهنگ شهرش دست به قلم شده.قلمی که حکایت می کند از دردهایی در دل.
می توان گفت در جامعه ی ما ، انگشت شمارند اشخاصی که مشکلات را می بینند و در صدد رفع آنها بر می آیند که بدون شک اینان همان فرهنگیان حقیقی اند.در این دوره ی تأخر فرهنگی ، دوره ای که ما جناحی ها ،انسان خوب را انسانی می دانیم که کاری به کار دیگران نداشته باشد و سرش در لاک خود باشد، باید به این افراد آفرین گفت که به غیر از خود به دیگران نیز فکر می کنند.
ولی مي ترسم از آنکه این تأخر فرهنگی ، گریبان گیر خود فرهنگیان عزیز شود.فرهنگیانی که می توانند با وجود اختلاف نظر،
در کنار همدیگر قرار بگیرند و نه در مقابل همدیگر.
و مکمل یکدیگر باشند نه متضاد یکدیگر.
و منتقد همدیگر باشند نه مخرب همدیگر.
خداوندا به فرهنگیان ما قدرتی بده تا انتقاد مشفقانه را از تخریب مبغضانه تشخیص دهند. و به آنان صبر و حوصله ای عطا فرما که سخنان را بشنوند و بهترین آنها را برگزینند.
{فَبَشِّرْ عِبَادِ? الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ}زمر-18
(پس مژده بده به بندگانم ،آن کسانی که همه ی سخنان را می شنوند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می کنند.آنان کسانیند که خدا هدایتشان بخشیده است و ایشان واقعا خردمندانند.)
آقای فولادچنگ از مقاله ی شما استفاده فراوانی بردم.مخصوصا آن جایی که مفهوم تأخر فرهنگی را به زبان هرچه ساده تر تشریح کرده بودید.
اینکه فرهنگ مادی در حال پیشرفت بوده حقیقتی غیر قابل انکار است.شهر ما جناح نیز از این رشد ،مستثنی نبوده است.ولی این گفته ی شما را که (فرهنگ معنوی اما ثابت باقی مانده) به طور مطلق نمی توان تایید کرد.دربسیاری از جنبه ها این گفته ی شما صحیح می باشد ولی دربسیاری از موارد ،فرهنگ معنوی نیز رشد داشته است.اگر دقت کنیم بسیاری از خرافات از قبیل استفاده از نمک برای جلوگیری از چشم زخم و استفاده از فلزات برای دفع اجنه از بانوانی که تازه وضع حمل کرده بودند،کمرنگ تر شده .مرسوم بوده اشخاص هنگام مراجعه به مکانی برای قضای حاجت،با خود داس و یا وسیله ای فلزی همراه داشتند تا نکند مورد حمله اجنّه قرار گیرند. اما اکنون از این افکار و خیالات هیچ اثری نیست.
به نظر بنده دینداران جامعه ی جناح ، با گذشت زمان نسبت به دین و اعتقاداتشان داناتر شده اند.حس کنجکاوی در این باره در آنان افزایش یافته است.نقش بسیاری از مسایل که در دین جایگاهی نداشته ولی بدان اضافه گشته بود ، کمرنگ تر شده است. امثال قبرپرستی ،شخصیت پرستی ، سید پرستی و ... .
این موارد اگر از نمونه های رشد? فرهنگ معنوی جامعه نیست پس چیست؟
با آنکه امکانات برای پاکیزه کردن شهر بهتر از قبل شده و وسایل بهینه تر شده اند(رشد فرهنگ مادی)،همکاری مردم جناح در پاک نگه داشتن خیابان ها و محلات با گذشت زمان از پیش بهتر شده و مثال زدنی است(رشد فرهنگ معنوی).
و...
اما? در بسیاری از موارد سخنان شما بر حق است.در بسیاری از موارد ،فرهنگ معنوی ثابت باقی مانده است.با این حال در بسیاری از موارد جای امیدواری وجود دارد.می توان گفت که اکثر ما جناحی ها ،مساجد را فقط محل نماز خواندن می دانیم. ولی در گوشه و کنار شهر ما افراد و علاقه مندانی هستند که در صدد تغییر این طرز فکر برآمده اند و در این راه دست شما و امثال شما را به گرمی می فشارند تا شاید بتوان به کمک همدیگر آینده ی بهتری را رقم زد.و همچنین فکر نمی کنم ورزش در نگاه اکثریت منفی باشد و گرنه چگونه فرزندان خود را به گروههای ورزشی می سپارند؟
اما موضوع سرانه ی مطالعه.
ناخودآگاه به یاد نوشته ای افتادم که سالها قبل در کتابی آن را خواندم.

? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ( اگر به شهری وارد شدید و دیدید که تعداد بی سوادان آن زیاد است، بدانید که باسوادان
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? آن شهر به وظیفه ی خود عمل نکرده اند.)

آیا منه معلم و شمایه استاد توانسته ایم به شاگردان خود اهمیت و نیاز به مطالعه را یادآوری کنیم؟آیا در این زمینه کم کاری نکرده ایم؟ آیا فرهنگیان جامعه در این زمینه توانسته اند به رسالت خویش عمل کنند؟ اینها سوالاتی است که باید از خود بپرسیم. و بهتر است این که در این باره صحبت بیشتری نکنم که امید چندانی ندارم به بهبود این وضعیت.
به قول علامه اقبال لاهوری:
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? (( غم پنهان که بی گفتن عیان است
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? چو آید بر زبان یک داستان است
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? رهی پر پیچ و راهی خسته و زار
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? چراغش مرده و شب در میان است ))

با این حال جامعه ی ما دچار مشکلات بسیاری است.
آقای فولادچنگ اگر اجازه دهی با تو همگام شوم و چند هنوز به هنوزهای شما بیفزایم:
و هنوز روابط دوستانه ی خود را فدای اختلافات سیاسی می کنیم.
هنوز اگر با کسی از لحاظ سیاسی هم عقیده نبودیم ، او را آدم بدی می دانیم.
و هنوز تخریب را جایگزین انتقاد می کنیم.
هنوز تعصبات کور قومیتی را در محافل مطرح می کنیم.
هنوز بسیاری از ما جناحی ها انسانهای ترسو و مغروری هستیم.چون به اشتباهات خود اعتراف نمی کنیم.
هنوز به گسترش مرض جمسیسم و اوزیسم کمک می کنیم.
و هنوز فقط حقوق بگیران آموزش و پرورش را فرهنگیان می دانیم.
هنوز انتقاد را به معنای دشمنی و براندازی می دانیم.
هنوز نمی توانیم درک کنیم که دو دوست می توانند با یکدیگر اختلاف نظر سیاسی داشته باشند.و ...
آقای فولادچنگ عزیز،همانطور که گفته ای تأخر فرهنگی در جامعه ی ما وجود دارد.و به حق گفته ای که همین تأخر فرهنگی یکی از علل اصلی مشکلات ما می باشد.
در چند سال اخیر استفاده از موتور سیکلت توسط نوجوانان روند رو به رشد زیادی داشته است.ولی برای بسیاری از نوجوانان ما ،فرهنگ استفاده از موتور سیکلت تفهیم نشده است. این که می بینیم در ایام امتحانات دو نفر دو نفر و سه نفر سه نفر تا ساعات پایانی شب خیابان ها را متر می کنند ،نشان از این است که فرهنگ سازی نشده است.این که می بینیم بسیاری از نوجوانان ما تفریح شان در گشت زنی خلاصه می شودو ساعات متوالی را بدین منوال می گذرانند ، نشان می دهد که من وشما به وظایف خود عمل نکرده ایم.این که می بینیم در ساعات تعطیلی مدارس ، تراکم موتورها در مسیر حرکت دختران و خواهران ما بیشتر می شود ،حاکی از این است که در فرهنگ سازی شهر فرهنگی جناح!!! موفق نبوده ایم.
دوست عزیزم ، ورزشکاری که روح طایفه گرایی و قومیت گرایی در او شعله ور شده را بدبخت و احمق خوانده ای. به من اجازه بده تا برخی از مدیران? مسئولان ورزشی متعصب را بدبخت تر و احمق تر و مریض تر از آن ورزشکار بدانم.مسئولینی که آتش قومیت گرایی را در ورزشکاران ما? شعله ور می کنند. و امیدوارم که تو از آنان نباشی.
سپس سخن شما را در مورد مساجد خواندم.
آقای فولادچنگ گفته بودید که مساجد جناح از لحاظ ظاهری توسعه ی چشم گیری داشته است(پیشرفت تمدن) ولی فرهنگ معنوی متناسب با آن پیشرفت نداشته است و این باعث به وجود آمدن تأخر فرهنگی شده است.سوال دارم:
آیا اگر مساجد ما در همان سطح و طرح های قبلی می بودند و فرهنگ معنوی و مادی هماهنگ می بود،مشکلاتی که شما بیان کرده اید به وجود نمی آمد؟ گمان نمی کنم که پیشرفت تمدن در این جا ،عامل بروز مشکلات شده باشد.
قبل از هر چیز باید بگویم که از هیچ غلطی و از هیچ نادرستی دفاع نخواهم کرد.
برادر عزیزم، آیا در گفته ات دچار اشتباه و بزرگنمایی نشده ای آنجا که گفته ای :
(در همین مساجد بانوان محترمه با تیپ و لباس و عطر و... به قلب سنگر دین می روند.)
بله ممکن است در هر جمعی ،افراد مختلف با شخصیت ها و افکار متفاوت حضور داشته باشند.ولی فکر می کنم که در گفتن این جملات اغراق کرده ای زیرا جمع کثیری از بانوان را واجد آن صفات کرده ای.
برادر عزیرم آیا قلب آن بانوی محترم که به قول شما ،با تیپ و ... آمده را شکافته بودی تا ببینی چه در دل دارد ؟ آیا مطمئنی که او با هدفی غیر از نماز به مسجد آمده بوده؟
بسیاری از بانوان محترم از پوششی استفاده می کنند که مورد تایید اسلام نمی باشد.ولی در بسیاری از موارد این عمل ایشان از عدم اطلاع آنان از دین و جامعه شان نشئت گرفته است در حالی که شاید هیچ قصد و نیت سوئی نداشته باشند.و یا به غلط معتقدند که چون دل و نیت شان پاک است ،مانعی در پوشش آنها نیست و رفتار آنان مورد تایید خداوند می باشد.در حالی که خداوند هم به قلب و هم به اعمال ما می نگرد.
جناب محمد مصطفی (صلی الله علیه و سلم) می فرماید:
{إِنَّ اللهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ} رواه مسلم
(همانا خداوند به صورت و اموالتان نمی نگرد ولی خداوند به قلبها و اعمالتان نظر می اندازد.)

بنده از بد حجابی دفاع نمی کنم زیرا همان خدایی که گفته نماز بخوانید ، در جایی دیگر گفته:

{ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ...} نور-31
(و به زنان مومن بگو:چشمان خود را فرو گیرند و عورت های خویش را مصون دارند و زینت خویش را نمایان نسازند مگر آن مقدار و آن چیزها که نمایان می گردد و روسری های خود را بر یقه ها و گریبانهایشان آویزان کنند و زینت خود را نمودار نسازند مگر بر ...)
به نظر شما آیا علمای عزیز جناح ، از اینکه تعداد نمازگذاران در مساجد بیشتر شود باید ناراحت شوند؟آیا شما از رونق باشگاههای ورزشی در جناح ناراخت می شوید؟ولی اگر در همین باشگاهها ،مشکل یا مسئله ای به وجود آید ، باید در صدد رفع آن مشکل بر آمد نه اینکه فعالیت باشگاه را محکوم کنیم.آیا صرف اینکه ممکن است چند نفر از ورزشکاران فساد اخلاقی داشته باشند و یا مشروب خوار باشند ،می بایست فعالیت باشگاه را منکر شد و سرپرستان تیم را متهم کرد؟خیر بلکه باید سرپرستان ورزش به فعالیت خود ادامه دهند ولی در کنار آن به حل آن مسایل بپردازند.
به نظر شما چند درصد از بانوان محترم با تیپ و ... به مساجد می روند و یا چند درصد از آنها به دنبال دوست پسر خود هستند؟
صد درصد؟؟? ? ? پنجاه درصد؟؟? ? ? ? ? بیست درصد؟؟? ? ? ? ? ? ده درصد؟؟? ? ? ? یک درصد؟؟? ? ? ? .... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و یا به تعداد انگشتان دست؟؟
آقای فولادچنگ ،بنده منکر این قضایا نیستم ولی سخن من این است که اگر? شخصی مطلب شما را بخواند ،این توهم در ذهنش نقش می بندد که نماز قیام جناح مکانی است برای وصال دوست پسران و دوست دختران .از این جهت است که می گویم در نوشته ی خود اغراق کرده ای و تا اندازه زیادی تند رفته ای.
عده ای از متفکران تفاوت دکتر شریعتی و دکتر سروش را در این می دانند که شریعتی خراب می کرد ولی از نو می ساخت ولی سروش فقط خراب می کند.شریعتی انتقاد می کرد ولی راه حل می داد ولی آنان می گویند که دکتر سروش فقط انتقاد می کند.
دوست گرامی شما نیز فقط انتقاد کرده اید ولی راهکاری نداده اید.
و سپس گفدته اید که حرفهای مساجد کمتر از گذشته شنیده می شود.به شما بگویم که این عین پیشرفت فزهنگی است زیرا هنوز خیلی از ماها عادت کرده ایم که هنگامی به مساجد برویم که صدای اقامه را از بلندگو می شنویم(این هم یک هنوز دیگر).این فرهنگ معنوی ما بوده است.
و بعد از آن بیان کرده ای که (در همین جامعه موبایل ابزار جمع آوری فیلم های سکس و پیام های مستهجن و فیلمبرداری از نوامیس و بردن آبروی این و آن و ...تبدیل خواهد شد.)
برادر عزیزم ،این مطلب وجدان بیدار تو را می رساند.ای کاش جوانان بیشتری اینگونه به فکر آینده ی جامعه ی خود باشند.جوانانی که از انحرافات اخلاقی جوانان و از بردن آبروی این و آن هراسانند. و در آخر باید دست تو را بوسید که کار را تمام کردی و نوشتی: (باید به هر باوری که احمقانه است حمله ور شد.تعصبات طایفه ای احمقانه است باید دورش انداخت.)


? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? یوسف خورشیدی
 سپاس شده توسط vahid ، abdollah_abi ، farshid.ahmadi ، yousef_sh ، abdollah_ahmadi ، mohammad_p ، JANAH MUSIC ، محسوس ، armena ، cr7 ، alipilavar ، سبو
#2
آقای خورشیدی خیلی نقد به جایی نوشتید. ( منصفانه و منطقی )
البته من خودم هم نقد های زیادتری نسبت به مقاله "تاخر فرهنگی" داشتم، ولی به علت ایام امتحانات وقت نشد بنویسم و خوشبختانه شما اکثر موارد رو ذکر کردید.

منتظر نظرات دیگران هستیم، تا اگر نیاز به بحث بود، در آن مورد بحث کنیم.
 سپاس شده توسط farshid.ahmadi
#3
سلام . خدا قوت / بنده با بعضی از قسمت های سخن أقای فولادچنگ موافق و با برخی مخالفم . موافق از این لحاظ که متاسفانه جامعه ما دارد به سمتی می رود اگر با این روال ادامه یابد اصلاح نشدنی خواهد بود این حقیقت بسیار بسیار تلخی ست که مردمان روستاهای اطراف جوانان جناح را در مشروب خوریشان معروف می دانند من نمی خواهم به قشر? جوان توهینی کرده باشم ولی کافی است هر یک از ما یک شب عروسی را تصرف کنیم و جوانان که در چنین شبی در خیابان ها دیده می شوند . من به شخصه همیشه برای هدایتشان دعا کرده ام و از بزرگترهای جناح می خواهم برنامه ای برای ریشه کن کردن این معضل در پیش گیرند .
با آن قسمت از سخن ایشان مخالف بودم که در مورد نماز قیام هدف از شرکت زنان در نماز را این گونه بیان کرده اند باید در نظر داشته باشیم که چنین افرادی در هر جایی هستند ما نباید به خاطر وجود آنان بقیه ی افراد را که با نیتی الهی امده اند از شرکت در نماز باز داریم /
#4
واقعا احسنت بر شما . واقعا منصفانه و منطقی نوشتید.
از ان قسمتی که در مورد زنان اهل مسجد نوشتی واقعا خوشم امد.
#5
به نظرم جانب انصاف را رعایت کرده ای یوسف جان؛مطالبت دقیق است؛در همین جا از صاحبنظران محترم خصوصا برادر و مربی ام آقای بهرام فولادچنگ خواهش دارم؛ بیاییم با هم مسیر ناهموار فرهنگ معنوی شهرمان را در حد وسع و توانمان هم در حرف و هم در عمل بهبود بخشیم که خدای نکرده در آینده انگشت حسرت به دندان نگیریم؛ که مثال شهرهای در حال پیشرفت مادی و عقب مانده ی معنوی در اطراف و اکناف ما فراوان یافت می شود که دیگر کار از کارشان گذشته و یک جامعه ی با فساد بالا شناخته می شوند؛ پس باید ثابت کنیم که لازمه ی پیشرفت مادی از بین رفتن امنیت نیست و این در صورتی است که همه دست در دست هم داشته باشیم.
 سپاس شده توسط cr7
#6
کار را باید به کاردان سپرد.بنده از یکی از دوستانم خواستم که به این پست سر بزنند واین نوشته را نقد کنند.ایشان تحصیلات فرهنگی دارند ورشته دانشگاهی اش فرهنگ است .قطعا جواب مناسب وبدون غرضی خواهند نوشت.جهت جلوگیری از هرگونه شائبه نام وی را نمی نویسم. Confusedmiley_confused1:
#7
مطلب بسیار جالب و به جایی بود که میشه گفت مکمل بحث اقای فولادچنگ شد ولی من اعتقاد دارم بهرام بیشتر کلی گویی کرد بود با چند مثال برای شفاف شدن مسئله ...البته اقای فولاد چنگ منظورشون این نیست که اکثریت گروهی رو محکوم بکنن ...حالا میخاستم از آقای خورشیدی بپرسم کدام زن ودختر نمیداند که آرایش برای نا محرم گناه محسوب میشود یعنی تا حالا هیچ عالمی چنین موضوع مهمی رو نگفته .؟واینکه عده ای برای دیدار دختر یا پسرا میرن درسته ایشون هم درصد نزدن وآقای خورشیدی اومدن بحث رو باز کردن در صورتی که بهرام کلی گفته بود اگه اینطوره باید بشینیم نکته نکته بحث های فرهنگی یا معنوی را بشکافیم آنوقت متوجه خواهیم شد که معنویت در جناح راکد مانده و اصول دنیوی خیلی پیشی گرفته >و
#8
نقل قول:مطلب بسیار جالب و به جایی بود که میشه گفت مکمل بحث اقای فولادچنگ شد ولی من اعتقاد دارم بهرام بیشتر کلی گویی کرد بود با چند مثال برای شفاف شدن مسئله ...البته اقای فولاد چنگ منظورشون این نیست که اکثریت گروهی رو محکوم بکنن ...حالا میخاستم از آقای خورشیدی بپرسم کدام زن ودختر نمیداند که آرایش برای نا محرم گناه محسوب میشود یعنی تا حالا هیچ عالمی چنین موضوع مهمی رو نگفته .؟واینکه عده ای برای دیدار دختر یا پسرا میرن درسته ایشون هم درصد نزدن وآقای خورشیدی اومدن بحث رو باز کردن در صورتی که بهرام کلی گفته بود اگه اینطوره باید بشینیم نکته نکته بحث های فرهنگی یا معنوی را بشکافیم آنوقت متوجه خواهیم شد که معنویت در جناح راکد مانده و اصول دنیوی خیلی پیشی گرفته >و

قبل از هر چیز پیشنهاد میکنم خوانندگان این مطلب به مقاله "انتقاد سازنده و انتقاد چالشی!" نوشته آقای احمدی مراجعه کنند.

محسوس خان جالب است اینگونه توجیه کنید!
اول اینکه این مقاله را چندان هم مکمل نیست و بیشتر مقاله ای انتقادی نسبت به مطلب "تاخر فرهنگی" است اگر چه در مواردی آقای خورشیدی با آن موافق بودند و خب چون جانب انصاف را گرفته اند هر جا که موافق بودند هم گفتند ( نه فقط نیمه خالی لیوان ). من هم با بعضی از قسمت های "تاخر فرهنگی" موافقم اما ... . دوم اینکه وقتی مسئله ای مطرح میشود و نام مکان و زمانی برده می شود، نشانی از تاکید بر آن موضوع است. وگرنه اگر کلی بود در مطلب "تاخر فرهنگی" بحث دوست دختر و دوست پسر بود را کلی بررسی میکرد نه فلان مکان و فلان زمان آن هم با جزئیاتی همچون تیپ های فلان و... .

از اینکه بگذریم، تا اندازه ای مقاله "تاخر فرهنگی" نقدی تاریک است. به این معنی که ناراحتی از اوضاع کنونی برای نویسنده و تکرار آن در ذهن خود باعث شده چنان جامعه را تاریک ببیند که روشنی ها و پیشرفت ها ( چه مادی و معنوی ) را آنچنان که هست نبیند. ( یا به عبارتی تلقین بر واقعیت، پیروز شود )

حالا از یک موضوع خاص کناره بگیریم و جامعتر نگاه کنیم. نمی شود منتقد خود را در جامعه در نظر نگیرد و آنوقت نسبت به مردم منتقد باشد.

مثال ماشین و جاده که نمادی از فرهنگ مادی و معنوی بود و هنگامی که متناسب نباشد چه عواقبی دارد را ذکر کرده اند، مثال به جا و جالبی بود.

اما از اونجایی که قرار نیست نقد کاملی بنویسم چند نکته از نکات منفی را مصداقی ذکر میکنم ( هر چند خیلی گیر دادم، ولی میخوام بگم مطلب دقیقی نبود و کاش بیشتر در نوشتن این مطلب تامل و صبر داشتند ) :
1- نوشته اند "در شهر جناح لباس عربی هنوز نشانه متدین بودن است" : این تا اندازه ای درست است اما بعضی ها هم هستند که میخواهند مردم آنها را به عنوان افراد مطلع در حوزه دینی بشناسند و پرسشگران بدانند سوال خود را از چه کسی بپرسند، مانند یونیفرم. از طرف دیگر روابط منطقه خودمان با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بسیار خوب است ( مثال جمعیت کثیری از جناحی های ساکن بحرین ) و این مبادله فرهنگی و آداب و رسوم نقطه قوت هم هست تا نقطه ضعف. نیاز به توضیح بود، توضیح میدهم.

2- نوشته اند "مسجد هنوز فقط محل نماز خواندن است" : حال ما نمیگوییم درست است مسجد فقط محل نماز خواندن باشد یا نه. ولی اتفاقا الان فعالیت های فرهنگی خیلی زیادی در مساجد انجام می شود، شاید بی اطلاعی ما موجب شود بگوییم در مساجد فعالیتی نیست.

3- نوشته اند "بیشتر مردم به غیر از زبان مادریشان و تا حدودی فارسی به زبان بیگانه آشنایی ندارند" : حداقل از یک تحصیل کرده انتظار نمی رود اول بگویید چرا مردم زبان های خارجی ( انگلیسی و... ) فرا نمی گیرند و از طرفی از لفظ "بیگانه" استفاده می کنید. این تاخر فرهنگی نیست که مانند سی سال پیش از لفظ "زبان بیگانه" استفاده شود در صورتی که در بین مردم چنین لفظی را نمی شنویم؟ تاخر فرهنگی خود را به مردم نسبت ندهیم! . تازه خانواده ها به نظرم خیلی خوب از کلاس های زبان که چند سالیست در جناح ایجاد شده است استقبال کرده اند. اینکه بگوییم "آشنا نیستند" تاخر فرهنگی نیست، باید بگوییم آیا پی یادگیری هستند؟ که میبینیم هستند.

4- نوشته اند "هنوز ورزش در نگاه اکثریت منفی است" : ورزش نه، بلکه مسائل حاشیه ای آن که با نام ورزش به جوانان لطمه می زند. و جالب است در مقاله ای تحقیق شود اهداف اشخاصی از دامن زدن به این حواشی چیست؟!

5- نوشته اند "سرانه مطالعه هنوز پایین است و کارمندان کتابخوانه شرفایی از اینکه مراجعه کننده ندارند گلایه ها دارند" : با این کاملا موافقم. این مشکلیست که در کل کشور وجود دارد.

بقیه موارد که آقای خورشیدی مفصل به آن پرداخته اند.

نکته پایانی اینکه خیلی از فرهنگ های بدی که در جناح وجود دارد و نام برده اند و واقعا هم موافقم که چنین است ولی نمی توان فقط فرهنگ جناح دانست. بعضی ها مربوط به منطقه است، بعضی ها به کشور. و به ناچار متاثر از این فرهنگ ها هستیم. فقط باید سعی کنیم تاثیر پذیری خود را نسبت به فرهنگ های بد کم کنیم.
 سپاس شده توسط armena ، yousef_sh
#9
بیاییم حالا که تعدادی ازمشکلات توسط صاحب نظران اعلام شدبرای هریک راه حلی پیداکنیم .
مشکل جوانان
1-بیشترین تاثیردرتربیت افراد برمیگردد به خانواده که شامل جنبه های مختلفی میشود 1)ارتباط پدرومادربافرزند2)شناساندن جامعه به فرزندان 3)و......
2- ماهواره وموبایل طرزاستفاده صحیح .کنترل مناسب
3-دوستان
مشکل ورزشکاران
1- شناخت افرادی که درترویج چنین عقایدمی کوشند
2-
3-
مشکل حجاب بانوان
میشه بااحترام گذاشتن به یکدیگرونگرشی درست وهمکاری خودعزیزان فرهنگ حجاب رادوباره بازگرداند(درگذشته انسانهای بودندکه درزمان حکم برداشتن چادرازسرارزوی زنده نبودن رامیکرد درجناح)
1- درمدارس باداشتن مشاورخوب میشه این کارانجام داد

#10
(۱۰ام خرداد ۱۳۹۱، ۱۸:۴۶)ali2222 link نوشته: بیاییم حالا که تعدادی ازمشکلات توسط صاحب نظران اعلام شدبرای هریک راه حلی پیداکنیم .
مشکل جوانان
1-بیشترین تاثیردرتربیت افراد برمیگردد به خانواده که شامل جنبه های مختلفی میشود 1)ارتباط پدرومادربافرزند2)شناساندن جامعه به فرزندان 3)و......
2- ماهواره وموبایل طرزاستفاده صحیح .کنترل مناسب
3-دوستان
مشکل ورزشکاران
1- شناخت افرادی که درترویج چنین عقایدمی کوشند
2-
3-
مشکل حجاب بانوان
میشه بااحترام گذاشتن به یکدیگرونگرشی درست وهمکاری خودعزیزان فرهنگ حجاب رادوباره بازگرداند(درگذشته انسانهای بودندکه درزمان حکم برداشتن چادرازسرارزوی زنده نبودن رامیکرد درجناح)
1- درمدارس باداشتن مشاورخوب میشه این کارانجام داد
نه خواهشا تو این تاپیک این همه موضوع رو بررسی نکنید که مطمئنا همه چیز قاطی میشه. فعلا وقتش نیست.

هر کدام موضوعی مهم هستند و چیزیه که کلی بحث میخواد و اصلا امکان نداره بشه همه رو با هم چاره جویی کرد.


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان