رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعری از حاج احمد درود
#1
[عکس: 4777154.jpg]
ادفه خیلی عجیبن اگه ببرم جن ا دور

از فراق صنم چهره گل سیما حور


پار تابه امکه که نکنم بش از اچش و کسی

رز عید و رز جشن ام نشم از خونه ا دور


تابه مشکه و چشی زیر پلی امکه و تی

عقلم اش واسه و روح از بدنم اشکه ا دور


تام اشدی که سراسیمه و بیهوش بدم

اشکه بچ خنخی و اشگت ته چرا اش مخرور


امگت ای ماهرخ خوروش سیم بدن

ساعتی اذن ام آده تا وسیم ته حضور


اشگت ای ابله نادون. ته اشه از دم کارت

مده دل و کسی که لگد کوب و گرفتار توی بده چن مور


اشگت ای هرزه نادون مگر د ازدم مه

م که مهر ته مدل نن نه و صلح و نه و زور
پاسخ
 سپاس شده توسط farshid.ahmadi ، armena ، کلمه
#2
ممنون به خاطر زحمتی که کشیدین ولی قبلا این شعر در سایت دو بار گذاشته شده :
شعر حاج احمد درود
شعری از حاج احمد درود

به هر حال ممنون، اگه میشه شعرهای دیگری از ایشون بذارید.
پاسخ
 سپاس شده توسط farshid.ahmadi ، مرد دانا
#3
اگه میدونستم که قبلا کسی این شعر رو گذاشته توی سایت دیگه من این کار رو نمیکردم.
ولی درکل وقتی مقایسه کردم در شعرهای قبلی چند قسمت از قلم افتاده.
مثلا اگه قسمت آخری شعر رو دقت کنین درستش نه وصلح ونه و زوره ،دوستان اشتباها نوشته بودن روز و? و? ماقبلش رو هم نزاشته بودن که درک معنیش برای خواننده یه کم سخته.
در کل سعی میکنم شعر های جدیدی رو از حاج احمد درود در آینده بزارم.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان