رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی کتاب امثال و حکم جناحی تالیف منصور عباسی
#1
به قلم محمد حسن نیا، دکترای تاریخ و مدرس در دانشگاه


بررسی تاریخ فرهنگی جوامع جنوب ایران در کرانه و پسکرانه های خلیج فارس همواره از مباحث مهمی است که در مکتوبات موجود کمتر به آن پرداخته شده است. شعرا، نویسندگان و  بزرگانی در مناطق خلیج فارس وجود داشته و دارند که در مورد آثار و زندگی نامه آن ها در جامعه علمی، به عنوان نویسنده و فرد علمی مباحث کمتری عنوان شده است. دلایل این امر می تواند متفاوت باشد. یا مشاهیر تمایلی به این امر نداشته و نشان داده شدن خدمات خود در قالب نوشتار را نوعی خودنمایی تلقی می کنند و راضی به این امر نیستند، یا ممکن است نویسنده یا افرادی نباشند که این مشاهیر و آثار آن ها را به صورت علمی به جامعه علمی کشور معرفی نمایند و در نهایت نیز ممکن است نشریه و مکانی برای معرفی این افراد وجود نداشته باشد. اما در حال حاضر با توجه به تعدد نشریات کاغذی و دیجیتالی که توسط افراد متعدد مورد مطالعه قرار می گیرند، راه برای نشر مباحثی که توسط نویسندگان در قالب های متعدد نگاشته می شود، راحت تر شده است و از سوی دیگر معرفی آثار نویسندگان باعث می گردد که جامعه علمی از تالیفات آن ها استفاده برده و در گوشه کتاب خانه ها نماند. در این نوشتار تلاش بر این است تا به بررسی کتاب امثل و حکم جناحی تالیف جناب آقای منصور عباسی که در انتشارات ایلاف چاپ شد پرداخته شود. این کتاب که توسط مولف به نگارنده هدیه داده شد، و نویسنده آن بیش از یک دهه برای تالیف آن زحمت کشیده است، دارای ویژگی های منحصر به فردی است که هیچ کتابی به این دقت و این شیوه در مناطق خلیج فارس به امثال و حکم نپرداخته است. اما پیش از پرداختن به کتاب و از آن جایی که عنوان کتاب امثال و حکم است، لازم است به اهمیت امثال و حکم که در تعامل فرهنگ ها نقش مهمی دارد، در ادبیات گفتاری و نوشتاری پرداخته شود.
از زمان شکل گیری فرهنگ نوشتاری، می توان گفت به ندرت اثری می توان یافت که خالی از بازتاب فرهنگ عامه در جلوه های گوناگون آن و از جمله امثال و حکم باشد. امثال و حکم، از ارکان اصلی و اساسی هر زبان است که باری از سنت ها و رسوم و آداب و تاریخ و منش و بینش یک ملت را به دوش می کشد. در حقیقت حاصل گفتارها، ذوق ها، و بینش ها در قالب مثل به کوتاه ترین و فشرده ترین شیوه ارایه می شود. ادبیات به عنوان یکی از ارکان اصلی میراث بشری می تواند نقش موثر و تعیین کننده ای در نزدیکی و ارتباط ملت ها ایفا کند. بسیاری از امثال حکم آورده شده در کتاب امثال و حکم جناحی هم علاوه بر این که نقش منطقه ای و ملی دارند، نقش بین المللی هم دارند. بنابراین این کتاب می تواند باعث تبادل فرهنگی نیز گردد. طی دوران های گذشته دگرگونی اندیشه ها و منبع الهام آنها در جوامع مختلف تنها در پی تغییر و تحول شرایط حاکم بر جامعه به وجود می آمد و از آنجا که شرایط زندگی هر جامعه با جوامع دیگر اختلاف داشت طرز تفکر و اندیشه ها نیز متفاوت می نمود و به تبع آن تغییر شرایط هر جامعه، دگرگونی و تحولی را به همراه داشت که با جوامع دیگر متفاوت بود. پیامد چنین جریانی، دوری زمانی و مکانی اندیشه ها را در پی داشت که البته در برقراری ارتباط میان جوامع مختلف و نزدیک کردن اندیشه ها و شیوه های تفکر، عواملی چون بازرگانی، کوچ و مهاجرت و جنگ ها را نباید از یاد برد.اما امروزه، با آغاز مرحله نوین ارتباطات بشری، و به میدان آمدن رسانه های گروهی، نزدیکی و یکسانی اندیشه به دور از مرزهای مکانی و جغرافیایی چشمگیرتر شده است. بیشترین تاثیر رسانه های گروهی، کوچک و کوچک تر کردن جهان و برداشتن مرزها و حصارها میان کشورها و فرهنگ هاست. این امر می تواند در مبادله فرهنگی که یکی از عوامل اصلی شکوفایی و بالندگی ملل است، موثر واقع شود. چه فرهنگ های گوناگون در سایه ارتباط با یکدیگر، که از راه های متفاوت صورت می گیرد به داد و ستد فرهنگی می پردازند. کتاب امثال حکم جناحی نیز در همین راستا قابل بررسی است. چون بسیاری از این امثال و حکم در فرهنگ جنوب ایران و کشور ایران در ادبیات شفاهی و زبان محاوره مردم وجود دارد و همچنان که نویسنده نیز عنوان کرده است، امثال و حکم ملی است. اما جالب است اگر همین امثال حکم رایج در کشور را در لهجه های مختلف کشور بررسی کرده و با امثال و حکم جناحی مقایسه گردد.

در مجموع می توان گفت فرهنگ رسمی هر کشوری بر گرفته از فرهنگ شفاهی و عامه مردم آن سرزمین است. آنچه امروز به عنوان شاهکارهای ادبی و هنری به ما رسیده است، روزگاری به صورت پراکنده بر زبان نیاکان ما جاری بوده، آنها را نسل به نسل به صورت شفاهی از یکدیگر فرا گرفته و به آیندگان منتقل کرده اند. امثال و حکم جناحی که به همت آقای منصور عباسی و با علاقه مندی ویژه و در مدت های مدید تالیف شده است هم از این امر مستثنی نیست. جلوه های بارز امثال و حکم که بخشی از فرهنگ عامه است گاه به حدی جذاب و دل انگیز است که می تواند تاثیر عمده ای در فرهنگ عمومی و ملی و گاه جهانی داشته باشد و سبب ارتقای فرهنگ جامعه شود زیرا راستی و صمیمیتی که در این گونه آثار است، می تواند چنان اثری در پاسداشت هویت فرهنگی داشته باشد که کمتر می توان در مسائل دیگر یافت.
به طور کلی فرهنگ عامه بخشی از دانسته ها و یافته های انسان است که بر زبان عامه مردم جاری است و خود شامل دو بخش مادی و معنوی است. در بخش مادی، لباس، مسکن، پیشه ها، خوردنی ها، شیوه زندگی مردم و در بخش معنوی یا ادب شفاهی، افسانه ها و اسطوره ها، امثال و حکم، ترانه ها، باورهای مردم و چیستان ها مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. در کتاب امثال و حکم جناحی هم ادبیات شفاهی که از مردم جناح سینه به سینه نقل شده است، به خوبی نمود دارد. با اطمینان می توان گفت این کار از توان یک فرد جناحی که تسلط کامل به لهجه جناحی یا جمسی داشت، بر می آمد که جناب منصور عباسی با توجه به علاقه وافری که به این امر داشت، پیشقدم شد و کاری کارستان انجام داد. بررسی این کتاب در یک مقال و یک متن نوشتاری ناتمام می ماند، لذا در قسمت های متعدد یک نوشتار مورد واکاوی قرار می گیرد. تحلیل روانشناسانه و جامعه شناسانه این امثال و حکم و این که چرا امثال و حکم در سراسر ایران و از جمله جنوب ایران بیشتر شیوه منفی به حیات اجتماعی داشته را می بایست در برداشت مردم از حیات اجتماعی جستجو کرد. اما این امثال و حکم تلنگری بوده است تا افراد را به دانش آموختن، پیشرفت در حیات اجتماعی و فرهنگی ترغیب کند و به عنوان نقد اجتماعی به جامعه در زمان های متعدد بوده است. اقدام جناب آقای عباسی در جمع آوری این امثال و حکم و چگونگی جمع آوری آن ها از زبان مردم جناح که در مقدمه کتاب نیز آمده است، قابل تحسین است. چون اگر ادبیات شفاهی مردم که سینه به سینه نقل می شود به صورت مکتوب در نیاید در دوران جدید و مدرن شدن جوامع به تدریج از بین می رود و نمی توان در آینده نشانی از تاریخ فرهنگی مردمانی فرهنگ دوست در سطور کتاب های علمی پیدا کرد. اما این اقدام و مکتوب کردن ادبیات شفاهی علاقه، سواد، قلم و اعتماد مردمی می خواهد که در نزد مولف این کتاب وجود داشته است. با توجه به شناختی که افراد معتمد و پیران شهر جناح نسبت به نویسنده کتاب داشتند، با حوصله این امثال  حکم را در ادبیات گفتاری خود عنوان می کردند و نویسنده کتاب نیز به دقت آن ها را یاد داشت کرده و به ترتیب حروف الفبا در کتاب خود آورده است که در نوشتار آتی بیشتر به آن پرداخته می شود.
در معرفی یک کتاب به نویسنده کتاب و خدمات فرهنگی او نیز پرداخته می شود. نویسنده کتاب جناب حاج منصور عباسی از خیرین، تجار، اهل دانش، فرهنگ دوست، وطن دوست جنوب ایران و کشور است که خدمات فرهنگی او بر هر فردی در کشور مبرهن می باشد. حمایت او از محیط های فرهنگی اعم از دانشگاه ها، مدارس، مکتب خانه ها، کتابخانه ها، مولفین محلی و غیره همواره نشان از فرهنگ دوستی او دارد. گرفتن بزرگداشت برای بزرگان جناح نظیر احمد پذیرا و تالیف کتاب در این زمینه، پیشنهاد تالیف کتاب زبان خلوصی به نگارنده که در دست اقدام است، پیشنهاد تالیف کتاب جامع تاریخ جناح، کمک به ساخت مدارس، خرید وسایل برای مدارس مناطق مختلف کشور و همه و همه نشان دهنده گوشه ای از خدمات فرهنگی است. لذا نگارنده بر خود لازم دانسته است به پاس خدمات این خیر بلند همت و فرهنگ دوست جنوب ایران که به اهل فرهنگ کمک های زیادی در هر زمینه می کند، کتاب امثال و حکم او را در نوشتارهای متعدد در سطح منطقه ای و ملی معرفی نمایم. او همواره از مصاحبت با اهل دانش و فکر برخوردار بوده و دوستدار آن ها می باشد. اهل دانش نیز در مصاحبت با او نقاط مهمی می آموزند. در ارتباط با خدمات فرهنگی حاج منصور عباسی در جنوب ایران و کشور با توجه به اسناد و مدارک موجود می بایست مقالات متعدد نوشته شود تا الگوی خوبی برای سایر خیرین و اهل علم و تجارت در راستی توسعه فرهنگی کشور باشد. به این امید که رونمایی این کتاب توسط شورای شهر جناح، دانشگاه آزاد جناح و مسئولان شهرستان بستک و استان هرمزگان صورت گیرد. در قسمت دوم این نوشتار بیشتر به ویژگی های علمی کتاب پرداخته می شود.
پاسخ
#2
این چی بود حالا، شروع یک نقد و بررسی!؟یا مقدمه ای مدح گونه برای نویسنده!؟....فکر کنم شخص ثالثی لازم هست، تا نقدی بر بررسی استاد تاریخ بنویسد!!
پاسخ
#3
(۹ام آذر ۱۳۹۶، ۱۴:۵۳)کولی نوشته: این چی بود حالا، شروع یک نقد و بررسی!؟یا مقدمه ای مدح گونه برای نویسنده!؟....فکر کنم شخص ثالثی لازم هست، تا نقدی بر بررسی استاد تاریخ بنویسد!!

به نظر من نقد شما تا حدی وارد است، اما همان شخص ثالث می توانست خود شما باشید. همین که یک فرد یک مطلب را مطالعه کرده و نواقصی را می بیند و به صورت کلی برداشتش را می گوید، احتمالا می تواند بخش هایی از آن را نیز بیان کند، هر چند زمینه تخصصی اش نباشد چرا که این متن برای عموم مردم است و حداقل از نظر ساختاری و نگارشی می توان مورد نقد قرار داد.

حال که صحبت از نقد شده، به نظرم نکات مثبت این متن قدردانی از مولف و اهمیت دادن به نویسندگی و تشویق به آن است و همچنین تا حدودی نمای کلی کتاب را به مخاطب معرفی می کند. اما اگر قرار باشد نقد کنم، به نظرم بیان نکات منفی پس از توضیح مختصر نکات مثبت ارزشمندتر و مفیدتر باشد (تعریف و تمجید را به دیگران می سپاریم).

در ابتدا باید بگویم من این کتاب را نخوانده ام و قبل از چاپ آن تنها بخش هایی از آن برایم نقل شده بود و برای همین نمی توانم در مورد کتاب امثال و حکم جناحی قضاوت کنم. نکات منفی که در ادامه اشاره می کنم به عنوان کسی است که کتابی را نخوانده و می خواهد بررسی آن را نقد کند نه خود کتاب را، چون می خواهد با این بررسی به جنبه های مثبت و منفی یک کتاب پی برده و در مورد مطالعه کتاب تصمیم گیری کند.

اگر بخواهم نکات منفی متن بررسی را بزرگنمایی کنم و شاید در واقع تا این حد منفی نباشد، می توانم به موارد زیر اشاره کنم:

1- بهتر بود این متن که گویا از دو قسمت تشکیل شده در یک متن به یکباره منتشر می شد و عجله ای برای بخش بندی آن نبود. هنگامی بخش بندی مفید است که هر مطلب به خودی خود اطلاعات زیادی در خصوص عنوان مطلب (در اینجا "بررسی کتاب امثال و حکم جناحی تالیف منصور عباسی") به مخاطب ارائه کند.هر چند اگر عنوان در خصوص "امثال و حکم" به صورت کلی و یا "معرفی مولف"  بود، شاید مخاطب نتیجه گیری نمی کرد چیزی که خوانده و چیزی که قرار بود بخواند همخوانی ندارد (تا بدین جای کار. از قسمت دوم مطلع نیستیم).

2- بخش هایی از متن که باعث شده احساس مبالغه در کلمات یا جملات به شما دست دهد، شاید بخش هایی باشد که نیاز به منبع و مرجع دارد. این متن *مقدمه* بررسی یک کتاب است. می توان گفت بخش اول یک متن علمی است (لااقل انتظار می رود باشد) اما بدون ذکر مثال و بدون ذکر مرجع، از ارزش آن کاسته شده است.
مثال 1:

نقل قول:... دارای ویژگی های منحصر به فردی است که هیچ کتابی به این دقت و این شیوه در مناطق خلیج فارس به امثال و حکم نپرداخته است

توضیح: در حالی که من به عنوان خواننده انتظار داشتم این جمله حداقل با آوردن دو یا سه کتاب شبیه به موضوع کتاب و امثال وحکم در مناطق خلیج فارس مقایسه شود تا جمله برای من قابل هضم تر باشد. نمی خواهم در مورد "هیچ کتابی" صحبت کنم (که بحث های دیگری دارد)، اما برای یک مطلب در این سطح با آوردن یکی دو مثال نویسنده می تواند اشراف خود به آن حیطه را نشان دهد. وگرنه من مخاطب شاید بگویم مگر کتاب دیگری در این باره در این منطقه وجود دارد که با آن مقایسه شده که بخواهد "دقیق" باشد یا خیر؟

مثال 2:
نقل قول:بسیاری از امثال حکم آورده شده در کتاب امثال و حکم جناحی هم علاوه بر این که نقش منطقه ای و ملی دارند، نقش بین المللی هم دارند.

توضیح: در این قسمت از متن نیز اگر با مثال همراه باشد، برای خواننده پذیرفتنی تر خواهد بود و در غیر این صورت شاید همانطور که شما گفتید مدح باشد تا بررسی. مثلا از بین بسیاری از امثال و حکم هایی که ممکن است نقش ملی یا بین المللی داشته باشند، یک نمونه برای معرفی بیشتر به مخاطب ارائه می شد. نویسندگان در متون تحلیلی (به صورت کلی) از این مثال ها برای اثبات ادعایشان استفاده می کنند (همین جمله من هم می تواند همراه با نمونه و مثال برای تایید حرفم باشد، اما چون بدیهی است و اصل موضوع نیست می توان نادیده گرفت)

مثال 3:
نقل قول:این کار از توان یک فرد جناحی که تسلط کامل به لهجه جناحی یا جمسی داشت، بر می آمد که جناب منصور عباسی با توجه به علاقه وافری که به این امر داشت، پیشقدم شد و کاری کارستان انجام داد.

توضیح: این بخش خیلی نمی توان خرده گرفت چون ممکن است در بخش دوم توضیحات تکمیلی داشته باشد. اما باز چون به بخش بعدی پیوند خورده همان حس تمجید بی دلیل را تداعی می کند. هر چند اگر دلایل آن گفته می شد، آنگاه بی دلیل نبود. پس یکی از معایب دو بخشی کردن این متن همین است. ادعاهایی مطرح شده که در متن به آن پاسخ داده نشده و باید منتظر بخش بعدی بود! هر چند چنین صفت های کیفی به سلیقه فرد بر می گردد و نمی توانیم به راحتی این صفت را بی مورد بدانیم.

3- در کل این مطلب نسبتا طولانی می توانست بیشتر آگاهی دهنده (Informative) باشد.

4- همچنین من به عنوان یک مخاطب انتظار دارم در یک [نقد و] بررسی، تعدادی از نکات منفی نیز واکاوی شود تا بررسی نویسنده را منصفانه تر بدانم. چرا که بیان نکات مثبت به تنهایی شاید چندان منصفانه نباشد، چنانچه نکات مثبت را بزرگنمایی هم کرده باشیم، شاید اصلا نتوانیم بگوییم چنین مطلبی، "بررسی یک اثر" است.

به دلیل طولانی شدن این پست عذرخواهی میکنم، در ابتدا میخواستم فقط برای نمونه و تایید بخشی از صحبت های شما تا حدی متن فوق را نقد کنم، اما از خود متن طولانی تر شد.
پاسخ
#4
(۱۱ام آذر ۱۳۹۶، ۲:۳۰)vahid نوشته:
(۹ام آذر ۱۳۹۶، ۱۴:۵۳)کولی نوشته: این چی بود حالا، شروع یک نقد و بررسی!؟یا مقدمه ای مدح گونه برای نویسنده!؟....فکر کنم شخص ثالثی لازم هست، تا نقدی بر بررسی استاد تاریخ بنویسد!!

به نظر من نقد شما تا حدی وارد است، اما همان شخص ثالث می توانست خود شما باشید. همین که یک فرد یک مطلب را مطالعه کرده و نواقصی را می بیند و به صورت کلی برداشتش را می گوید، احتمالا می تواند بخش هایی از آن را نیز بیان کند، هر چند زمینه تخصصی اش نباشد چرا که این متن برای عموم مردم است و حداقل از نظر ساختاری و نگارشی می توان مورد نقد قرار داد.

حال که صحبت از نقد شده، به نظرم نکات مثبت این متن قدردانی از مولف و اهمیت دادن به نویسندگی و تشویق به آن است و همچنین تا حدودی نمای کلی کتاب را به مخاطب معرفی می کند. اما اگر قرار باشد نقد کنم، به نظرم بیان نکات منفی پس از توضیح مختصر نکات مثبت ارزشمندتر و مفیدتر باشد (تعریف و تمجید را به دیگران می سپاریم).

در ابتدا باید بگویم من این کتاب را نخوانده ام و قبل از چاپ آن تنها بخش هایی از آن برایم نقل شده بود و برای همین نمی توانم در مورد کتاب امثال و حکم جناحی قضاوت کنم. نکات منفی که در ادامه اشاره می کنم به عنوان کسی است که کتابی را نخوانده و می خواهد بررسی آن را نقد کند نه خود کتاب را، چون می خواهد با این بررسی به جنبه های مثبت و منفی یک کتاب پی برده و در مورد مطالعه کتاب تصمیم گیری کند.

اگر بخواهم نکات منفی متن بررسی را بزرگنمایی کنم و شاید در واقع تا این حد منفی نباشد، می توانم به موارد زیر اشاره کنم:

1- بهتر بود این متن که گویا از دو قسمت تشکیل شده در یک متن به یکباره منتشر می شد و عجله ای برای بخش بندی آن نبود. هنگامی بخش بندی مفید است که هر مطلب به خودی خود اطلاعات زیادی در خصوص عنوان مطلب (در اینجا "بررسی کتاب امثال و حکم جناحی تالیف منصور عباسی") به مخاطب ارائه کند.هر چند اگر عنوان در خصوص "امثال و حکم" به صورت کلی و یا "معرفی مولف"  بود، شاید مخاطب نتیجه گیری نمی کرد چیزی که خوانده و چیزی که قرار بود بخواند همخوانی ندارد (تا بدین جای کار. از قسمت دوم مطلع نیستیم).

2- بخش هایی از متن که باعث شده احساس مبالغه در کلمات یا جملات به شما دست دهد، شاید بخش هایی باشد که نیاز به منبع و مرجع دارد. این متن *مقدمه* بررسی یک کتاب است. می توان گفت بخش اول یک متن علمی است (لااقل انتظار می رود باشد) اما بدون ذکر مثال و بدون ذکر مرجع، از ارزش آن کاسته شده است.
مثال 1:

نقل قول:... دارای ویژگی های منحصر به فردی است که هیچ کتابی به این دقت و این شیوه در مناطق خلیج فارس به امثال و حکم نپرداخته است

توضیح: در حالی که من به عنوان خواننده انتظار داشتم این جمله حداقل با آوردن دو یا سه کتاب شبیه به موضوع کتاب و امثال وحکم در مناطق خلیج فارس مقایسه شود تا جمله برای من قابل هضم تر باشد. نمی خواهم در مورد "هیچ کتابی" صحبت کنم (که بحث های دیگری دارد)، اما برای یک مطلب در این سطح با آوردن یکی دو مثال نویسنده می تواند اشراف خود به آن حیطه را نشان دهد. وگرنه من مخاطب شاید بگویم مگر کتاب دیگری در این باره در این منطقه وجود دارد که با آن مقایسه شده که بخواهد "دقیق" باشد یا خیر؟

مثال 2:
نقل قول:بسیاری از امثال حکم آورده شده در کتاب امثال و حکم جناحی هم علاوه بر این که نقش منطقه ای و ملی دارند، نقش بین المللی هم دارند.

توضیح: در این قسمت از متن نیز اگر با مثال همراه باشد، برای خواننده پذیرفتنی تر خواهد بود و در غیر این صورت شاید همانطور که شما گفتید مدح باشد تا بررسی. مثلا از بین بسیاری از امثال و حکم هایی که ممکن است نقش ملی یا بین المللی داشته باشند، یک نمونه برای معرفی بیشتر به مخاطب ارائه می شد. نویسندگان در متون تحلیلی (به صورت کلی) از این مثال ها برای اثبات ادعایشان استفاده می کنند (همین جمله من هم می تواند همراه با نمونه و مثال برای تایید حرفم باشد، اما چون بدیهی است و اصل موضوع نیست می توان نادیده گرفت)

مثال 3:
نقل قول:این کار از توان یک فرد جناحی که تسلط کامل به لهجه جناحی یا جمسی داشت، بر می آمد که جناب منصور عباسی با توجه به علاقه وافری که به این امر داشت، پیشقدم شد و کاری کارستان انجام داد.

توضیح: این بخش خیلی نمی توان خرده گرفت چون ممکن است در بخش دوم توضیحات تکمیلی داشته باشد. اما باز چون به بخش بعدی پیوند خورده همان حس تمجید بی دلیل را تداعی می کند. هر چند اگر دلایل آن گفته می شد، آنگاه بی دلیل نبود. پس یکی از معایب دو بخشی کردن این متن همین است. ادعاهایی مطرح شده که در متن به آن پاسخ داده نشده و باید منتظر بخش بعدی بود! هر چند چنین صفت های کیفی به سلیقه فرد بر می گردد و نمی توانیم به راحتی این صفت را بی مورد بدانیم.

3- در کل این مطلب نسبتا طولانی می توانست بیشتر آگاهی دهنده (Informative) باشد.

4- همچنین من به عنوان یک مخاطب انتظار دارم در یک [نقد و] بررسی، تعدادی از نکات منفی نیز واکاوی شود تا بررسی نویسنده را منصفانه تر بدانم. چرا که بیان نکات مثبت به تنهایی شاید چندان منصفانه نباشد، چنانچه نکات مثبت را بزرگنمایی هم کرده باشیم، شاید اصلا نتوانیم بگوییم چنین مطلبی، "بررسی یک اثر" است.

به دلیل طولانی شدن این پست عذرخواهی میکنم، در ابتدا میخواستم فقط برای نمونه و تایید بخشی از صحبت های شما تا حدی متن فوق را نقد کنم، اما از خود متن طولانی تر شد.

با سلام خدمت آقا وحید گرامی
مطالبتون گویا و منطقی است و تا حد زیادی موضوع را ولو به شکل کلی، شکافته اید و طبعا به قول خودتان چون اثر اصلی را مطالعه نکرده اید، بیش از این نمی شد وارد جزئیات شوید......در خصوص مثال سوم شما.......کاری کرده است کارستان!.....که البته نقل قول آقای دکتر حسن نیا است، بنده هم موافقم، این جمله الزاما معنای تمجید نمیدهد، مشروط بر اینکه در آخر یک نقد و بررسی و آن هم پس از معلوم شدن غالب بودن نکات مثبت یک اثر می آمد و نه هنوز اثر را محک نزده حکم تاییدی چنین مبالغه آمیز صادر کند!
اما همشهری عزیز! اینکه چرا بنده رل آن شخص ثالث و یا نقاد کتاب را ایفا نکرده ام، به این دلایل ساده است که نه نقد آقای دکتر تمام شده و نه من کتاب را کامل خوانده ام. بنده حدودا یک سوم آن را خوانده ام و فقط میتوانم بگویم که از کاستی هایی رنج می برد و امیدوارم در انتها، نکات مثبت آن بر منفی ها بچربد!
پاسخ


لطفا دقت کنید که ارسال‌های جدید در این انجمن نیاز به تایید مدیریت قبل از نمایش دارند.
[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.

تایید تصویری
لطفا متن داخل تصویر را عیناً وارد نمائید، این فرایند برای جلوگیری از ربات‌های هرزه‌گر خودکار می‌باشد.
تایید تصویری
(غیرحساس به بزرگی و کوچکی حروف)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان