رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
****تاپيكي براي شركت همه >> مشاعره با ابيات سنتي ادب فارسي****
#31
تازه بهارا ورقت زرد شد/ ديگ منه كه آتش ما سردشد
چندخرامي وتكبركني؟/دولت پارينه تصوركني؟
پيش كسي رو كه طلبگار توست/ناز بر آن كن كه خريدار توست.
گلستان سعدي
پاسخ
#32


تو مپندار کز این در به ملامت بروم? ? ? ? ? ? ? ? ? دلم این جاست بده تا به سلامت بروم

ترک سر گفتم از آن پیش که بنهادم پای? ? ? ? ? نه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم

من هوادار قدیمم بدهم جان عزیز? ? ? ? ? ? ? ? ? نو ارادت نه که از پیش غرامت بروم

گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی? ? ? ? تا لب گور به اعزاز و کرامت بروم

ور بدانم به در مرگ که حشرم با توست? ? ? ? ? ? از لحد رقص کنان تا به قیامت بروم
پاسخ
#33
ملكا ذكر تو گويم كه تو پاكي و خدايي? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? نروم جز به همان ره كه تو هم رهنمايي

بعدي با (ي)
پاسخ
#34
يكي امروزكامران بيني/ديگري را دل از مجاهده ريش
روزكي چندباش تا بخورد/خاك.مغز سر خيال انديش
فرق شاهي و بندگي برخاست/چون قضاي نبشته آمدپيش
بالله ازخاك مرده بازكنند/ننمايدتوانگر از درويش.
پاسخ
#35
شب فراق نخواهم دواج دیبا را
که شب دراز بود خوابگاه تنها را
ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند
که احتمال نماندست ناشکیبا را

سعدی
پاسخ
#36
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناول ها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها

حافظ شیرازی
پاسخ
#37
از مردم افتاده مددگیر که این قوم
با بی پروبالی،پروبال دگرانند

«صاءب تبریزی»
پاسخ
#38
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانيم ای باد شرطه برخيز
باشد که بازبينيم ديدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نيکی به جای ياران فرصت شمار يارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا يا ايها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درويش بی‌نوا را

آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا



حافظ تبریزی
پاسخ
#39
نقل قول:دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانيم ای باد شرطه برخيز
باشد که بازبينيم ديدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نيکی به جای ياران فرصت شمار يارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا يا ايها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درويش بی‌نوا را

آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا



حافظ تبریزی

میگم حافظ تبریزی شده؟ Big Grin


ای که دستت می رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

«سعدی»
پاسخ
#40
هههههههه. خودمم نفهمیدم چرا تبریزی نوشتم اخه قبلی رو شیرازی نوشته بودم. فک کنم به خاطر همون صائب تیریزی بود منو گیج کرد.

راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاين حال نيست زاهد عالی مقام را

عنقا شکار کس نشود دام بازچين
کان جا هميشه باد به دست است دام را

حافظ شیرازی
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان